زندگی نبرد بی فرجام لحظه هاست
هدف جنگیدن
خون دادن و به خون غلتیدن است
هدف پیروز شدن نیست
که حریفی در این میانه نیست ...
زندگی نبرد بی پایان میان من و من است
گرچه هنوز مشخص نیست
کین نبرد بر سر چیست ...

در دل من چیزی است مثل یک بیشه نور مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه .
دورها آوایی است که مرا می خواند .


