تبليغاتX
غبار لبخند
زندگی نبرد بی فرجام لحظه هاست

    هدف جنگیدن

خون دادن و به خون غلتیدن  است

  هدف پیروز شدن نیست

که حریفی در این میانه نیست ...

زندگی نبرد بی پایان میان من و من است

گرچه هنوز مشخص نیست

کین نبرد بر سر چیست ...

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 0:2 توسط سمیرا |


در دل من چیزی است  مثل یک بیشه نور مثل خواب دم صبح

و چنان بی تابم که دلم می خواهد

بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه .

دورها آوایی است که مرا می خواند .

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 19:6 توسط سمیرا |